ペルシア語/第7課

出典: フリー教科書『ウィキブックス(Wikibooks)』
ナビゲーションに移動 検索に移動
ペルシア語

第6課 | 第7課 | テスト 1~7課|


(۷) آموزِشِ زَبانِ فارسی

文法  第7課

人称語尾 (فعلِ ربطی متصل)

هَستَم، هَستی، اَست، هَستیم، هَستید، هَستَند(である)は、هَستを省いて、人称語尾を用いて表すことができますが、三人称単数は変わりません。会話で用いられる。

単数

一人称  م (هَستَم)   (-am)

二人称  ی (هَستی)   (-ī) 

三人称  سَت (اَست)   (-ast)

複数

一人称   یم (هَستی) (-īm)

二人称   ید (هَستی) (-īd)

三人称   نَد (هَستی) (-and)

人称語尾は名詞と形容詞と動詞につけて用いられます。

مَریض هَستَم = مَریضَم 「私は病気です。」

دَر شِرکَت هَستَم = دَر شِرکَتَم 「私は会社にいます。」

状態動詞に訳されることが多いです。 حاضِر هَستَند = حاضِرَند「彼は準備できた。」

مُنتَظِر هَستَم = مُنتَظِرَم「私は待っている。」

 語尾が( ی، 発音しない ه) の場合は、(الف)を挿入して、 (اَم، ای، اَست، ایم، آید، اَند) になる。

دَر خانِه هَستَم = دَر خانِه اَم. 「私は家にいます。」

ایرانی هَستَم = ایرانی اَم「私はイラン人です。」

( و «ū»، ا «ā» )の場合は三人称単数以外に、( ی )を挿入して、(یَم، یی، ست، ییم، یید، یَند) になる。

تُو تَنها هستی؟ = تُو تَنهایی؟  「あなたは一人ですかますか?」

دانِشجو هَستید؟ = دانشجویید؟  「あなたは大学生ますか?」

alef と (ī) のあいだにくる ی は  ハムゼになることもある。

کجائی= کجایی؟ 「あなたは何処ですか?」

مُنتَظِر بودَن (montazer būdan:待っている)、だれかを待っているかمُنتَظِر  のezāfeと名詞と代名詞で明記する。 ما مُنتَظِرِ تُو هَستیم = ما مُنتَظِرِ توییم (私たちはあなたを待っている。)

名詞と代名詞のかわり非分離人称代名詞ももちいられます。

ما مُنتَظِرِ آنها هَستیم = ما مُنتَظِرِشان هستیم(私たちは彼らを待っている。)

بَلَد(balad:知っている) は英語のknow にあたります。普段は会話で用いられる。

مَن فارسی بَلَدم I know persian. 「私はペルシア語を知っています。」

مَن اِسمِ او را بَلَد نیستَم. I dont know his name. 「私は彼の名前を知りません。」

副詞 (قید)

副詞は形容詞、動詞、ほかの副詞、文章の前用いられ、意味につぃて説明する。

「tanvīn」がある単語はアラビア語系の副詞です。ペルシア語でも多く用いられます。  例えば:مَعمولاً، اَصلاً، تَقریباً

اِمروز هَوا اَصلاَ سَرد نیست. 「今日は天気が全然寒くないです。」

اَصلاَ と اِمروز は寒さの程度と時を説明する。

او خیلی خوب اِنگِلیسی بَلَد بود.

「彼女は英語をとてもよく知っていました。」

خوب は副詞です خیلیはどのぐらいよく知っているを説明する。

نمونهٔ‮ ‬جملِه[編集]

ما حاضریم‮.

私たちは用意ができています。

ما امروز تا ساعتِ‮ ‬سه در خانه‌ایم‮.

私たちは今日3時まで家にいます。

‬تو دانشجویی؟

君は大学生ですか。

تو گرسنه نیستی؟

君はお腹が空いていませんか?

‬چرا، ‮ ‬من خیلی گرسنه‌ام‮. ‬

はい、私はとてもお腹が空いています。

تمرین ‮ ‬۱[編集]

فعل بودن در زمان حال بصورت مخفف، ختم واژه با «صامت» متصل
مَن خوشحال هَستم مَن خوشحالَم
تُو خوشحال هَستی تُو خوشحالی
او خوشحال اَست او خوشحالَست/خوشحال اَست
ما خوشحال هَستیم ما خوشحالیم
شُما خوشحال هَستید شُما خوشحالید
آنها خوشحال هَستَند آنها خوشحالَند
فعل بودن در زمان حال بصورت مخفف، ختم واژه با «صامت» منفصل
مَن حاضِر هَستم مَن حاضِرَم
تُو حاضِر هَستی تُو حاضِری
او حاضِر اَست او حاضِرَ اَست
ما حاضِر هَستیم ما حاضِریم
شُما حاضِر هَستید شُما حاضِرید
آنها حاضِر هَستَند آنها حاضِرَند

‮ ‬ مثال‮: ‬من و برادرم کارمند هستیم‮. ‬

‮(‬من و برادرم‮) (‬کارمندیم‮). ‬

۱. من خوشحال هستم‮. ‬

(———————————) (———————————). ‬

۲. ‬آنها انگلیسی بلد هستند‮. ‬ (———————————) ‬انگلیسی‮ (———————————). ‬

۳. متشکّر هستم‮. ‬

(———————————). ‬

۴. سارا و فرشته کارمندِ‮ ‬دولت هستند‮. ‬

(———————————) ‬کارمندِ‮ (———————————). ‬

۵. دوشنبه ما تعطیل هستیم‮. ‬

دوشنبه‮ (———————————) (———————————). ‬

۶. ‬معمولاً‮ ‬آنها تا ساعتِ‮ ‬دو در شرکت هستند‮. ‬

معمولاً‮ (———————————) ‬تا ساعتِ‮ ‬دو در‮ (———————————). ‬

۷. من هنوز در شرکت هستم‮.

(———————————) ‬هنوز در‮ (———————————).

۸. ‬ما تا ساعتِ‮ ‬دو در دانشگاه هستیم‮.

(———————————) ‬تا ساعتِ‮ ‬دو در‮ (———————————).

۹. من بیرون منتظر هستم‮.

(———————————) ‬بیرون‮ (———————————).

۱۰. تو مریض هستی‮.

(———————————) (———————————).

۱۱. چرا ساکت هستی؟

چرا‮ (———————————)‬؟

تمرین‮ ‬ ۲[編集]

فعل بودن در زمان حال بصورت مخفف، ختم واژه با «ه» غیر ملفوظ
مَن گُرُسنِه هَستم مَن گُرُسنِه اَم
تُو گُرُسنِه هَستی تُو گُرُسنِه‌ای
او گُرُسنِه اَست او گُرُسنِه اَست
ما گُرُسنِه هَستیم ما گُرُسنِه‌ایم
شُما گُرُسنِه هَستید شُما گُرُسنِه‌اید
آنها گُرُسنِه هَستَند آنها گُرُسنِه اَند

‮ ‬

فعل بودن در زمان حال بصورت مخفف، ختم واژه با «ی»
مَن ایرانی هَستم مَن ایرانی اَم
تُو ایرانی هَستی تُو ایرانی ای
او ایرانی اَست او ایرانیست
ما ایرانی هَستیم ما ایرانی ایم
شُما ایرانی هَستید شُما ایرانی اید
آنها ایرانی هَستَند آنها ایرانی اَند

مثال‮: ‬من و خانمم گرسنه هستیم‮. ‬

من و خانمم‮ (‬گرسنه‌ایم‮). ‬

۱. ‬امروز تا ساعتِ‮ ‬سه ما در خانه هستیم‮. ‬

امروز تا ساعتِ‮ ‬سه ما در‮ (———————————). ‬

۲. ‬من و فرشته تشنه هستیم‮. ‬

من و فرشته‮ (———————————). ‬

۳. من امروز خیلی خسته هستم‮. ‬

من امروز خیلی‮ (———————————). ‬

۴. لیلا و مریم گرسنه هستند‮. ‬

لیلا و مریم‮ (———————————). ‬

۵. من در خانه هستم‮. ‬

من در‮ (———————————). ‬

۶. من معلّمِ ‬فارسی هستم‮. ‬

من معلّمِ‮‬‮ (———————————). ‬

۷. من ژاپنی هستم‮. ‬

من ژاپنی‮ (———————————). ‬

تمرین ۳[編集]

فعل بودن در زمان حال بصورت مخفف، ختم واژه با «و»
مَن دانِشجو هَستم دانِشجویَم ‮‬dāneshj‮ū‬‭-‬yam
تُو دانِشجو هَستی دانِشجویی‮ / ‬دانشجوئی ‮‬dāneshj‮ū‬‭-‬ʿī
او دانِشجو اَست دانِشجوست ‮‬dāneshj‮ū‬‭-‬st
ما دانِشجو هَستیم دانِشجوییم‮ / ‬دانِشجوئیم ‬‮‬dāneshj‮ū‬‭-‬ʿ‮ī‬m
شُما دانِشجو هَستید دانِشجویید‮ / ‬دانِشجوئید ‮‬dāneshj‮ū‬‭-‬ʿī
آنها دانِشجو هَستَند دانِشجویَند ‮‬dāneshj‮ū‬‭-‬yand
فعل بودن در زمان حال بصورت مخفف، ختم واژه با «ا»
مَن اینجا هَستم اینجایَم ‮ī‬njā‭-‬yam‮
تُو اینجا هَستی اینجایی/ ‬اینجائی ‮ī‬njā‭-‬ʿī
او اینجا اَست اینجاست ‮ī‬njā‭-‬st‮
ما اینجا هَستیم اینجاییم‮ / ‬اینجائیم ‬‮‮ī‬njā‭-‬ʿ‮ī‬‬m
شُما اینجا هَستید اینجایید‮ / اینجائید ‮ī‬njā‭-‬ʿ‮ī‬d
آنها اینجا هَستَند اینجایَند ‮ī‬njā‭-‬yand

مثال‮: ‬من و برادرم دانشجو هستیم‮. ‬

من و برادرم‮ (‬دانشجوییم‮). ‬

۱. ‬لیلا و مریم دانشجو هستند‮. ‬

لیلا و مریم‮ (———————————). ‬

۲. ‬مادربزرگ و پدربزرگت کجا هستند؟

مادربزرگ و پدربزرگَت‮ (———————————). ‬

۳. تو مینو هستی؟

تو‮ (———————————). ‬

۴. ‬تو کجا هستی؟

تو‮ (———————————). ‬

‮۵. ‬ما تا ساعتِ‮ ‬شش اینجا هستیم‮. ‬

ما تا ساعتِ‮ ‬شش‮ (———————————).

۶. تو هستی؟

(———————————). ‬

۷. ‬مادرم الان در خانه تنها است‮.

مادرم الان در خانه‮ (———————————). ‬

تمرین‮ ‬۴[編集]

مثال ‮: ‬روزِ‮ ‬سه شنبه ما تا ساعتِ‮ ‬سه‮ (‬منتظرِ‮ ‬خواهرِ‮ شایان‮) ‬بودیم‮. ‬

روزِ‮ ‬سه شنبه ما تا ساعتِ‮ ‬سه ‮(‬منتظرِ‮ ‬خواهرش‮) ‬بودیم‮. ‬

۱. من تا ساعتِ‮ ‬سه‮ (‬منتظرِ‮ ‬پسرِ‮ ‬تو‮) ‬بودم‮. ‬

من تا ساعتِ‮ ‬سه‮ (———————————) ‬بودم‮. ‬

۲. خواهرم تا ساعتِ‮ ‬هشتِ‮ ‬صبح‮ (‬منتظرِ‮ ‬تلفنِ‮ ‬خانمِ‮ ‬شما‮) ‬بود‮. ‬

خواهرم تا ساعتِ‮ ‬هشتِ‮ ‬صبح‮ (———————————) ‬بود‮. ‬

۳. ‬برادرم‮ (‬منتظرِ‮ ‬مادر بزرگِ‮ ‬آنها‮) ‬است‮. ‬

برادرم‮ (———————————) ‬است‮. ‬

۴. ‬ما‮ (‬منتظرِ‮ ‬تلفنِ‮ ‬شوهرِ‮ ‬شما‮) ‬هستیم‮. ‬

ما‮ (———————————) ‬هستیم‮. ‬

۵. خانمم درخانه‮ (‬منتظرِ‮ ‬بچّهٌ‮ ‬برادرِ‮ ‬من‮) ‬است‮. ‬

خانمم درخانه‮ (———————————) ‬است‮. ‬

تمرین ‮ ‬۵[編集]

مثال‮: ‬شما زبانِ‮ ‬انگلیسی بلدید؟ ‮ ‬ ‮< ‬کمی‮ >‬

بله، کمی بلدم‮. ‬

۱. تو گرسنه‌ای؟ ‮< ‬کمی‮ >‬

بله، ‮ (———————————). ‬

۲. صبحانهٔ ‮ ‬هتل خوشمزه بود؟ ‮ ‬ ‮< ‬خیلی‮ >‬

بله، ‮ (———————————). ‬

۳. ‬خانمِ‮ ‬سوزوکی فارسی بلد است؟ ‮ ‬ ‮< ‬کاملاً‮ >‬

بله، ‮ (———————————). ‬

۴. تو حاضری؟ ‮< ‬تقریباً‮ >‬

بله، ‮ (———————————). ‬

۵. این جمله درست است؟ ‮<‬‭ ‬کاملاً‮ >‬

بله، ‮ (———————————). ‬

تمرین‮ ‬۶[編集]

مثال‮: ‬به نظرِ‮ ‬تو، ‬این لباس تنگ نیست؟ ‮< ‬تنگ‮ >‬

چرا، ‮ ‬خیلی‮ (‬تنگ است‮). ‬

نه، ‮ ‬زیاد‮ (‬تنگ نیست‮). ‬

نه، ‮ ‬اصلاً‮ (‬تنگ نیست‮). ‬

۱. این فیلم خوب نیست؟ ‮ ‬ ‮< ‬جالب‮ >‬

چرا، ‮ ‬خیلی‮ (———————————). ‬

نه، ‮ ‬زیاد‮ (———————————). ‬

نه، ‮ ‬اصلاً‮ (———————————). ‬

۲. ‬این‮ ‬غذا خوب نیست؟ ‮ ‬ ‮< ‬خوشمزه‮ >‬

چرا، ‮ ‬واقعاً‮ (———————————). ‬

نه، ‮ ‬زیاد‮ (———————————). ‬

نه، ‮ ‬اصلاً‮ (———————————). ‬

۳. ‬بِه نَظَرِ‮ ‬تو، این هتل خوب نیست؟ ‮ ‬ ‮< ‬تمیز‮ >‬

چرا، ‮ ‬کاملاً‮ (———————————). ‬

نه، ‮ ‬زیاد‮ (———————————). ‬

نه، ‮ ‬اصلاً‮ (———————————). ‬

۴. ‬بِه نَظَرِ‮ ‬تو، ‮ ‬این خطّ‮ ‬خوب نیست؟ ‮ ‬ ‮< ‬قشنگ‮ >‬

چرا، ‮ ‬واقعاً‮ (———————————). ‬

نه، ‮ ‬زیاد‮ (———————————). ‬

نه، ‮ ‬اصلاً‮ (———————————). ‬

۵. این فعل برایِ‮ ‬این جمله مناسب نیست؟ ‮ ‬ ‮< ‬مناسب‮ >‬

چرا، ‮ ‬کاملاً‮ (———————————). ‬

نه، ‮ ‬زیاد‮ (———————————). ‬

نه، ‮ ‬اصلاً‮ (———————————).

تمرین ۷[編集]

بلد - مریض - خوب - ‬خسته - حاضر - منتظرِ - ‬تعطیل - بیرون

مثال‮:‬‭ ‬ ‮ ‬ما‮ (‬منتظرِ‮) ‬معلّمِ‮ ‬انگلیسی هستیم‮.

۱. ‬امروز دانشگاه‮ (———————————) ‬است‮.

۲. ‬من کمی زبانِ‮ ‬فارسی‮ (———————————) ‬هستم‮.

۳. ‬من حاضرم ولی خواهرم هنوز‮ (———————————) ‬نیست‮.

۴. ‬دیروز حالَم زیاد‮ (———————————) ‬نبود‮.

۵. ‬من‮ (———————————) ‬دوستمم‮.

۶. ‬بچّه‌ام دیروز‮ (———————————) ‬بود‮.

۷. ‬الان واقعاً‮ (———————————) ‬ام‮.

۸. ‬دخترم الان در خانه نیست‮. ‬او‮ (———————————) ‬است‮.

گفتگو[編集]

فَریبا ‮: ‬میوهٔ ‮ ‬تو رویِ‮ ‬میز است‮. ‬بفرما‮. ‬

آرَش ‮: ‬متشکّرم‮. ‬

فریبا ‮: ‬چرا ساکتی؟ حالت خوب نیست؟

آرش ‮: ‬چرا، ‮ ‬خوبَم ولی کمی خسته اَم‮. ‬

فریبا ‮: ‬چه خبر؟

آرش ‬ ‮: ‬امروز هم کلاسِ‮ ‬انگلیسی تعطیل بود‮. ‬

فریبا ‮: ‬چرا؟

آرش‮ ‬ ‮: ‬استادِ‮ ‬زبانِ‮ ‬انگلیسی هنوز مریض است‮. ‬

فریبا ‮: ‬کلاسِ‮ ‬فارسی چطور بود؟

آرش‮ ‬ ‮: ‬درسِ‮ ‬امروز مشکل بود‮. ‬شام هنوز حاضر نیست؟

فریبا ‮: ‬چرا، ‬غذا کاملاً‮ ‬حاضر است ولی پدربزرگ الان بیرون است‮. ‬من منتظرِ‮ ‬او‮ هستم‮. ‬

آرش ‬ ‮: ‬من واقعاً‮ ‬گرسنه‌ام‮. ‬

فریبا ‮: ‬من هم همین‌طور‮.

پاسخ پرسش‌ها[編集]

تمرین ۱ - سؤال ۱. (من) (خوشحالم) - ۲. (آنها) (بلدند) - ۳. (متشکّرم) - ۴. (سارا و فرشته) (دولتند) - ۵. (ما) (تعطیلیم) - ۶. (آنها) (شرکتند) - ۷. (من) (شرکتم) - ۸. (ما) (دانشگاهیم) - ۹. (من) (منتظرم) - ۱۰. (تو) (مریضی)

تمرین ۲ - سؤال ۱. (خانه‌ایم) - ۲. (تشنه‌ایم) - ۳. (خسته‌ام) - ۴. (گرسنه‌اند) - ۵. (خانه‌ام) - ۶. (فارسی ام) - ۷. (ژاپنی ام)

تمرین ۳ - سؤال ۱. (دانشجویند) - ۲. (کجایند) - ۳. (مینویی) - ۴. (کجایی) - ۵. (اینجاییم) - ۶. (تویی) ۷. (تنهاست)

تمرین ۴ - سؤال ۱. (منتظرِ پسرَت) - ۲. (منتظرِ تلفنِ خانمِتان) - ۳. (منتظرِ مادر بزرگِشان) - ۴. (منتظرِ تلفنِ شوهرِتان) - ۵. (منتظرِ بچّهٔ برادرم)

تمرین ۵ - سؤال ۱. (کمی گرسنه‌ام) - ۲. (خیلی خوشمزه بود) - ۳. (کاملاً بلد است) - ۴. (تقریباً حاضرم) - ۵. (کاملاً درست است)

تمرین ۶ - سؤال ۱. (جالب است) (جالب نیست) (جالب نیست) - ۲. (خوشمزه است) (خوشمزه نیست) (خوشمزه نیست) - ۳. (تمیز است) (تمیز نیست) (تمیز نیست) - ۴. (قشنگ است) (قشنگ نیست) (قشنگ نیست) - ۵. (مناسب است) (مناسب نیست) (مناسب نیست)

تمرین ۷ - سؤال ۱. (تعطیل) - ۲. (بلد) - ۳. (حاضر) - ۴. (خوب) - ۵. (منتظرِ) - ۶. (مریض) - ۷. (بیرون)

کلمه هایِ‮ ‬تازه‮[編集]

  • اَصلاً:aslan‮‬:全然
  • بِفَرما‬:befarmā:どうぞ
  • بَلَد بودَن‬:balad b‮ū‬dan‮ ‬:知っている(形容詞)、できる
  • بِه نَظَرِ‮‬:be nazar-e‮ ‬:の観点からすれば、~の考えでは
  • بیرون‮‬:b‮ī‬r‮ū‬n‮ ‬:外
  • پِدَربُزُرگ‬:pedar bozorg‮ ‬:祖父
  • پِسَر‬:pesar‮ ‬:息子、男の子
  • تَنگ ‬:tang‮ ‬:狭い、きゅうくつ、寂しい
  • تنها‮‬:tanhā:一人で、一人の、ひとりぼっちの
  • تِشنِه:teshne‮ ‬:のどが渇いた
  • تَعطیل‬:taʿt‮ī‬l‮ ‬:休み
  • تَقریباً‬:taqr‮ī‬ban‮ ‬:だいたい
  • تَمیز ‬:tam‮ī‬z‮ ‬:れいな、清潔な
  • چِرا:cherā:なぜ、どうして、否定の疑問文に対する肯定の答え
  • چِه خَبَر:che khabar‮ ‬:最近どうですか?、何かあった、どうした?
  • حاضِر بودَن:hāzer b‮ū‬dan‮ ‬:用意できている、出席している
  • خَستِه:khaste‮ ‬:疲れた
  • خَطّ ‬:khatt‮ ‬:文字、筆跡
  • خُوشحال ‬:khoshhāl‮ ‬:うれしい
  • دُختَر‬:dokhtar‮ ‬:娘、女の子
  • زیاد:ziyād‮ ‬:とても、あまり(~でない
  • ساکِت‮‬‬:sādket:‮ ‬静か
  • شام‮ ‬:shām‮ ‬:夕食
  • صُبحانه‬:sobhāne‮ ‬:朝食
  • فِعل:feʿal‮ ‬:動詞
  • فیلم:f‮ī‬lm‮ ‬:映画
  • کامِلاً ‬:kāmelan‮ ‬:完全に
  • کَمی‬:kam‮ī‬:少し
  • گُرُسنِه‮‬:gorosne‮ ‬:空腹な
  • مادَربُزُرگ‮‬:mādar bozorg‮ ‬:祖母
  • ماشین‬:māsh‮ī‬n‮ ‬:自動車
  • مُتَشَکّر‬:motashakker‮ ‬:感謝している
  • مُتَشَکّرم‬:motashakker-am‮ ‬:(私は)感謝している
  • مَریض‬:mar‮ī‬z‮ ‬:病気の
  • مُنتَظِر بودَن‬:montazer b‮ū‬dan‮ ‬:待っている
  • واقِعاً:vāqean‮ ‬:本当に、実際に、とっても